متفرکر سیاسی ایران
و
بزرگ مرد دیپلماسی رو
به جلو محمود
احمدی نژاد
چیزی را که دیگران با
عقب نشینی و بعضی با
خیانت و دریوزگی بدست
نیاوردند ، او با حفظ
شان کرامت و عزت ملت
ایران به اوج رساند. |
|
|
|
قسمت اول کارهای
احمدی نژاد را با هم
میخوانیم :
احياي عزت ملي در
روابط خارجي..... |
|
|
 |
|
|
|
* شدت در استكبار
ستيزي و تحكيم دوستي
با استكبار ستيزان.
روشن است كه دكتر
احمدي نژاد با اقتدا
به سياستهاي نظام،بر
تشديد استكبارستيزي
اصرار دارد.مواضع جدي
او در اسرائيل ستيزي
و نزديكي به
چاوز،مورالس و ديگر
كشورهاي همسو از اين
ديد قابل تحليل است و
روشن تر اينكه چنين
مواضعي با گفتمان
امام(ره) و رهبر معظم
انقلاب همخواني تامي
دارد.قطعا راز حمايت
هاي مقام معظم رهبري
از ايشان با توجه به
چنين گفتمان هايي
حاصل شده است.
* آنچه كه طيب
اردوغان در اجلاس
داوس انجام داده
است،پيش تر توسط دكتر
احمدي نژاد در سازمان
ملل و در دانشگاه
كلمبيا انجام شده
است.قبل تر از همه
اينها، او اسرائيل را
به شدت مورد هجمه
قرار داده و اين پرسش
سنجيده را مطرح كرده
كه تاكنون پاسخي براي
آن يافت نشد:
اگر اروپا به نسل كشي
يهود پرداخته چرا
فلسطينيان بايد تاوان
آن را بپردازند و چرا
قوم اسرائيل بجاي
اشغال فلسطين در
اروپا يا آلاسكا ساكن
نمي شوند؟(قريب به
مضمون).
* كار رئيس جمهور نهم
در حوزه سياست خارجي
معطوف به جنوب،
بعنوان يك دستاورد
برجسته منطبق بر
سياستهاي نظام قابل
ذكر است.بعلاوه اين
موضع با انديشه جهاني
توسعه درون زا و
الگوي مكتبي مرسوم در
مكتب تشيع همخواني
بيشتري دارد.
* انتخاب مديران كمتر
متوقع و پاك دست. در
طي سالها، برخي تلاش
كردندتا ويترين
مديران را به تجمل و
تفاخر بيارايند و
آنان را در دايره
تنعم قرار دهند. همين
كافي بود تا كم كم
حصارهايي ميان مديران
و كاركنان شكل گيرد و
آنان نيز بر اين باور
باشند كه شايسته اين
مرزي بندي ها هستند،
با اينكه مدل هاي
انتخاب و گماردن برخي
از آنها بر مناصب
چندان با شايسته
سالاري انطباق نداشت
و بنظر تفاوت معني
داري با مادون
نداشتند.
در دوره احمدي
نژاد،غالب مديران بر
اين نظرند كه فضاي
تفاخر و تجمل زيبنده
نظام بر آمده از
انقلاب اسلامي و
باورهاي علوي نيست.
اين فضا قطعا بواسطه
نگرش رئيس قوه مجريه
تقويت شده و بر همين
اساس در دوره نهم،
مديريت ها عموما در
فضاي پاك دستي و
پرهيز از رانت هاي
شخصي طي طريق كرده
است و نيز مديران از
برج عاج فاصله بيشتري
گرفته اند. شواهد
ميداني نشان مي دهد
كه در اين دوره
مديران نزديكي بيشتري
با ديگر زيردستان خود
يافته اند و از گسترش
شكاف بيشتر ميان
مادون و مافوق كاسته
شده است. از طرفي در
سايه نوع نگاه و مدل
اخلاقي- رفتاري رئيس
قوه مجريه، تلاش شد
غالبا مديراني
سالم،پركار و كم توقع
در سطوح مديريتي
انتخاب شوند تا رئيس
قوه مجريه را همراهي
كنند و از اين حيث
غالب مديران نهم در
سلامت و پاكي و تواضع
فاصله اي بسيار با
خلقيات گذشتگان دارند.
* در پي حضور احمدي
نژاد در نظام اداري
پرداختهاي ناموزون و
صف بندي كاذب مديران
و كاركنان در دولت
نهم بسيار كاهش يافت.
اگرچه به مديران دولت
نهم نيز گران آمد...
چرا كه پر مشغلگي و
انرژي مضاعف در
پيگيري امور ريز و
درشت، به نظام پرداخت
مناسب تري نياز داشته
است. گرچه برای شروع
این حرکت انقلابی
راهی جز این نبود.
* ادامه غني سازي بعد
از چند سال تعليق و
زنده کردن انرژی هسته
ای
* آب ريختن به آشيانه
متنفذين مادام الحضور
رانت ساز. در اتمسفر
ايراني، قدمت در
مديريت ، قدرت بي
نظيري خلق مي كند. در
طي سالهاي گذشته از
انقلاب، برخي همواره
در مناصب ثابت مانده
اند و اين ثبات موجب
شده است تا آنها
بتوانند ياران و
دوستان و در نهايت
حلقه هاي منسجم و
كارآمدي را شكل دهند
كه اين حلقه ها
همواره نقش هوادار و
هواخواه آنها را
ايفاء نمايند و نيز
در انتشار مباني
منفعت آميز مورد نظر
كوشا باشند. از همين
روي است كه كمتر
ترديد داريم كه شبكه
اي منسجم و گاه رسمي
يا غير رسمي از
متنفذين مادام الحضور
، سالها در بسياري از
حيطه هاي كشور نبض
امور را در دست گرفته
اند و آنطور كه مي
خواهند بازي مي كنند
و بازي مي سازند. گاه
سيستم ها در سرانگشت
تدبير اين شبكه
ساختار يافته و گاه
هرمي شكل گرفته اند و
هيچ قدرت اهورايي را
ياراي مقابله با چنين
شبكه يا افرادي نيست.
همچنين باور داريم كه
كساني در اين كشور
هستند كه با بهره
مندي از همه رانت ها،
امپراتوري براي خود
ساخته اند اما حاضر
به هيچ گونه پاسخگويي
و همراهي نيستند.
حيطه وسيع خود را
ملوك الطوايفي اداره
مي كنند اما كمترين
تلاشي براي اصلاح را
بر نمي تابند. افراد
معدودي را مي توان
نام برد كه در سايه
امپراتوري خود، به
مقام فرهيختگي و
فرزانگي رسيده اند و
چون عهد قاجار به
القابي فاخر خوانده
مي شوند. دستاورد
حضور احمدي نژاد، آب
ريختن به آشيانه
هايست كه كشور را به
بيراهه كشانده اند و
خود را به سر منزل
مقصود. تعمدا ذكري از
اين آشيانه ها نمي
كنم. احمدي نژاد اين
مجسمه هاي رانت و
استبداد و تفرعن را
آزارداده و آب در
خانه شان انداخته است.
البته بايد اذعان كرد
كه بدليل تعجيل در
دستيابي به اهداف و
غفلت از مدل ها و
شيوه هاي سنجيده، در
نهايت توفيق معطوف به
نتيجه پرفروغي حاصل
نشده است، اما همين
اندازه نيز دستاورد
كمي نيست. نبايد دست
كم گرفت اين انرژي
لايتناهي را و...
|
|
 |
رییس جمهوری با اقدام
هایی نو و متفکرانه
و همراه با شهامت و
تقبل مسوولیت |
|
*
مبارزه با مفاسد
اقتصادي.
*كادر سازي از جوانان
و شكستن دور و تسلسل
مديران سنتي . تقريبا
تمام انديشمندان و
تحليل گران معتقدند
مهمترين علت توسعه
نيافتگي ايران،عنصر
مديريت است.مديران
ناكارآمد منابع موجود
را هدر داده اند و
مديران موفق از نهاد
هاي اندك، ستاده هاي
ارزشمندي بدست آورده
اند.
مديريت انحصاري چهره
هاي آشنا، پديده
سالهاي اخير مديريت
در قوه مجريه بوده كه
بر ديگر قوا نير
تاثير گذارده بود و
بطور خاص در قوه
مقننه نيز جلوه
بيشتري داشته است.در
طي سالها از بروز اين
آفت،گاه تلاشهايي
توسط سازمان هاي
متولي چون سازمان
امور اداري و
استخدامي كشور{سازمان
مديريت و برنامه ريزي}،
بعمل آمد تا نظام هاي
ارتقاء و انتصاب
قاعده مند تر شده و
منطقي تر بنظر آيد
اما با تاسف، تلاشهاي
مكتوب ناكام ماند چرا
كه در عمل توفيق و
تفاوت چشمگيري حاصل
نشد و در دالان نظام
موجود "رفاقت و
مديريت" ابتر ماند.
از منظري ديگر بايد
گفت تا قبل از سوم
تير 84،طيفي با
انحصار و چنبره بر
مسندهاي اجرايي
كشور،جز خود، هيچ فرد
و گروه ديگري را براي
ورود به عرصه هاي
مديريتي به رسميت نمي
شناختند و اجازه
تغييرات بنيادي در
انتخابها را نمي
دادند.آنها به ناصواب
باور كرده بودند كه
شايسته ترين افراد در
اداره كشورند.دستاورد
مهم احمدي نژاد،
شكستن دور باطل
مديريت و مونوپولي
سياست و رفاقت
گذشتگان در كشور بوده
است. بدرستي بايد
واقف بود كه احمدي
نژاد با اين كار خود
توانست بازيكنان
جديدي به تيم ملي
اداره كشور وارد
كند.انتخاب هايي
نادرست هم البته با
توجه به مجموعه
سازوكارهاي موجود
صورت گرفت،ولي اين
كار دشوار و بنيادين
احمدي نژاد هم بسيار
بسيار مهم بوده
است.چرا كه اجراي اين
شيوه براي احمدي نژاد
استراتژي آساني نبود،
كارش را سخت تر مي
كرد و همچنين مي
توانست مخاطره آفرين
باشد اما او كادر
سازي را مهم تر دانست
و در اين ميدان ورود
كرد.او بنا بر آن
داشت تا زمينه اي
براي تربيت كادر تازه
فراهم آورد.اين مهم
در طول سالهاي گذشته
مغفول مانده بود و
بدليل استمرار حضور
مديران نسل اول
انقلاب،روند تربيت
مديران جديد در
جمهوري اسلامي ايران
بسيار بطئي و گاهي
غير متعهدانه و
ناصواب پيش مي رفت.
|
|
 |
* رئيس جمهور نهم با
قوت در جاده تغيير
حركت كرد و از خوف و
ترس در اين مسير دوري
كرد.قطعا اعتماد به
نفس ايشان در اين
جريان به كمك او آمده
و او را به ارزشمندي
و درستي راهي كه طي
مي كرد،مطمئن مي ساخت.
كادر سازي احمدي نژاد
ضرورتي براي برون رفت
از نظام بسته انديشه
و اداره در قوه مجريه
بود،چرا كه به هواي
تازه اي نياز بود.
اين را نيز بايد
دانست كه احمدي نژاد
و نومديرانش تاوان
هايي براي اجراي اين
مدل دادند.برخي سياه
نمايي ها و مخالفت ها
دقيقا از ناحيه همان
كساني طراحي شده كه
اين راهبرد رئيس دولت
نهم و اين سرمايه
گذاري عقلاني را خوش
نداشتندو دايره
انحصار مديريتي خويش
و دوستان را معلق
ديده بودند.آنان كه
خود با تكيه بر منطق
رفاقت بر مسندهاي
اجرايي تكيه زده
بودند،با تمركز بر
نقاط ضعف نو
مديران،از هيچ گونه
انتقاد و پرگويي
غيرمنصفانه كوتاهي
نكردند،از كاه كوتاه
مي ساختند و بدنبال
آن بودند تا راه را
بر اجراي درست اين
مدل نوين ببندند.
* تلاش پيوسته و
شبانه روزي.
* جسارت در ارائه
و اجراي طرح سهميه
بندي بنزين و مدیریت
آن.
* جسارت در ارائه طرح
تحول اقتصادي.
* تصميم گيري هاي
ساختاري كلان.
رئيس جمهور نهم به
اتكاي تجارب
خويش،نظام تصميم گيري
را در كشور نادرست مي
دانست و اين نكته را
پيش تر مورد اشاره
قرار داده بود(از
زمان تصدي شهرداري
ايشان بر چنين
ديدگاهي تاكيد داشت).
اين نظرگاه غالبا
مورد تاييد فعالان
كشور بوده است.نظام
اداري، بانكي، آموزشي،
اقتصادي،
مالياتي،برنامه،
بودجه، بيمه،آموزش
عالي غيردولتي و
بسياري ديگر از خرده
نظامات كشور بدليل
مصائب ساختاري و
بيماريهاي مزمن در
شرايط لاعلاجي قرار
گرفته بودند و شكوه
همه خواص و عوام از
عوارض و پيامدهاي
چنين بيماريهايي بلند
بوده است.نگاهي به
مضامين مندرج در
برنامه هاي توسعه
پنجساله كشور نشان مي
دهد كه عليرغم همه
تلاشها ي
مدنظر،بيماريهاي
ساختاري برجاي مانده
و بيمار به احتضار
نزديك شده است. طرح
ساماندهي اقتصادي
رئيس جمهور سابق با
اذعان به بيماري مزمن
اقتصاد طراحي شده
بود.نظام بودجه
عملياتي با اعتراف به
ناكارآمدي نظام بودجه
تدوين و مصوب
شد.برنامه هفتگانه
تحول اداري با داعيه
انقلاب اداري مورد
توجه قرار گرفت.طرح
هدفمندي يارانه توسط
سازمان مديريت و
برنامه ريزي آماده
شده بود و ...
همه اين تلاشها
بدلايلي متعدد از
جمله محافظه كاري و
يا صعوبت تغيير،در
نقطه نهايت و در عرصه
عمل،با مشكلات جدي
مواجه شد.برخي يا در
نيمه راه و برخي در
آغاز از ادامه
بازماندند.
در چنين شرايطي نياز
به جراحي در تصميم و
عمل توسط برخي تحليل
گران مطرح مي شد.دكتر
احمدي نژاد نشان داد
كه در اين راه پر
مخاطره عازم تر از
گذشتگان است.
*بكار گرفتن
گفتمان امام و انقلاب
را نه فقط بر زبان كه
در ميدان عمل كه كينه
توزي دشمنان را به
همراه داشته و دارد.
* ايستادگي در مقابل
باج خواهي قدرت هاي
استكباري.
* سفرهاي استاني،
حضور بي واسطه در
ميان مردم و تشكيل
جلسات كابينه در
تمامي نقاط كشور كه
در مواردي پاي هيچ
مسئولي حتي در سطح
مديركل نيز به آنجا
نرسيده بود كه مصداق
بدون ابهامي از مردم
سالاري ديني است.
آشنايي با مسائل
روزمره مردم، استانها
و شناخت چالش ها و
ظرفيت هاي موجود كشور
بطور عملياتي، از
نزديك، مستقيم و
بلاواسطه يكي از
ابعاد بيسار مهم
سفرهاي استاني است.
تحكيم ارتباط با مردم
و تكريم آنها بعد
ديگري از اهميت
سفرهاي استاني است كه
بعنوان دستاورد تلاش
دولت نهم قابل ذكر
است.
آنچه كه از موجب مي
شود سفرهاي استاني
بعنوان نقطه قوت و
دستاورد برجسته رئيس
جمهور نهم تلقي شود،
همانا دو بعد پايداري
ارتباط با استانها و
مردم و نيز عدم اتكاء
به گزارش هاي رسمي
صرف مي باشد.
كارشناسان ستادي
دولتي تصديق مي
نمايند كه آشنايي
ميداني با مسائل، ضمن
تزريق انرزي مضاعف،
موجب اطلاعاتي مي شود
كه گاه در گزارش هاي
رسمي يا درج نمي شود
و يا اينكه گاه
عبارات و كلمات آن
گزارش ها عمق مصائب
يا شيريني ها را نشان
نمي دهند. اتكاي به
گزارش هاي اداري، گاه
موجب دوري از حقيقت
مي شود و عرصه را
بدرستي نشان نمي دهد.
ارزش غايي سفرهاي
استاني كمك به مرحله
شناخت و راهنمايي در
اتخاذ تصميمات كلان
كشوري و ملي در ستاد
است.اطلاعات سفرهاي
استاني در تلفيق با
گزارش نهادهاي رسمي
مي تواند مدل مقبولي
براي تصميم سازي در
سطح هيات وزيران باشد
و آن اطلاعات براي
ترسيم آينده و بهبود
وضع جاري كارگشا
خواهند بود.
* نكته اساسي مورد
تحسين در خصوص سفرهاي
استاني رئيس جمهور و
هيات دولت،استمرار
ارتباط و نزديكي است
كه مورد غفلت قرار
نگرفته است. احمدي
نژاد عليرغم همه
دشواريها، اين برنامه
را به سختي دنبال
كرده است.
* ارتقای
و تقویت جایگاه بورس
در نظام معاملاتی
کشور و نجات آن از
حالت شکننده و حبابی
دوره قبل.
* اتمام بسیاری از
پروژه های نیمه تمام
که در حقیقت جلوگیری
از اتلاف و نابودی
هزاران میلیارد از
بودجه بیت المال بوده
که در بیابانها و
ساختمانهای نیمه کاره
رها شده بود.
|
|
 |
* حذف تبصره های بی
مورد در بودجه
سالیانه کشور، یکی
دیگر از اقدامات مهم
و ارزشمند دولت در
سال ۸۶ بود. یکی از
معضلات جدی نظام مالی
کشور بودجه بندی و
بودجه ریزی و هزینه
نمودن اعتبارات بر
مبنای ردیف ها و
تبصره های بودجه به
روش گذشته بود.کار
سخت و مشکلی که هم
ناظران بر روند بودجه
و عملیات مالی را
دچار سردرگمی می کرد
و هم مجریان و مدیران
و ... را در
تنگناههای فراوان
قرار می داد تا جایی
که بسیاری از
دستگاهها به علت آن
تا پایان سال موفق به
جذب اعتبار خود نمی
شدند.
* اصلاح روش ، سلوک و
زی حاکمان کشور.
* اصلاح ساختار
مدیریتی با تفویض
اختیارات بیشتر به
استانداران و
فرمانداران.
* اصلاح میزان تراز
صادرات به واردات
کشور به نحوی که
صادرات در سال ۸۴ ،
هفت و سه دهم میلیارد
دلار و واردات ۳۶
میلیارد یعنی نسبت
صاردات به واردات ۲۰
درصد بوده که این
آمار در سال ۸۶ به
میزان صادرات ۲۱
میلیارد دلار و
واردات ۴۸ میلیارد
دلار رسیده و نسبت
صادرات به واردات به
بیش از ۴۰ درصد
افزایش یافته است.
* افزایش تعداد
اورژانس های بین جاده
ای به دو برابر کل
تاریخ کشور.
* موفقیت های پی در
پی در علوم نوین
پزشکی مانند ترمیم
سلولهای نخاعی و
داروی ضد ایدز و کشت
بافت نای مصنوعی و
دهها مورد دیگر.
* کنترل مهار عوارض
یخبندان بی سابقه سال
قبل که به مدت چهار
هفته ۲۲ استان مهم
کشور را در نوردید با
توجه به گستردگی آن
در مقایسه با
بحرانهایی مانند برف
دو روزه در استان
گیلان در سال ۸۰
بسیار بهتر مدیریت شد.
* دفاع از آرمان ملت
فلسطین و ضدیت با
صهیونیسم جهانی.
* دعوت از رئیس جمهور
برای شرکت در اجلاس
کشورهای خلیج فارس
برای اولین بار.
* درباره اهدافي
مانند مبارزه با
مفاسد اقتصادي، آيا
مي توان يک نمونه -فقط
يک نمونه- از بي
توجهي دولت به اين
پديده و يا دست داشتن
دولتمردان در اينگونه
پلشتي ها را آدرس داد؟
راستي چرا شماري از
مفسدان اقتصادي در
دولت هاي گذشته برو
بيا و آلاف و اولوف
فراواني داشتند و در
دولت نهم همه مفسدان
اقتصادي در صف
مخالفان احمدي نژاد
ايستاده اند؟
* دولت نهم با تلاش
پيوسته و شبانه روزي
-که اگر نگوئيم از
مرز طاقت فرسايي
گذشته است، به يقين
بايد بپذيريم روي اين
خط قرار دارد-،
گفتمان کار و تلاش بي
وقفه را با 2 شناسه "انقلابي"
و "مردمي" نهادينه
کرده است. اين تحول
بزرگ که به تدريج
حلقه هاي مياني و
بدنه دولت را هم فرا
مي گيرد، نياز حياتي
نظام و آرزوي ديرينه
مردم بوده است که
متأسفانه در دولت هاي
سازندگي و اصلاحات
مورد توجه جدي قرار
نگرفته بود. کدام
مسئول و دولتمردي را
مي توان آدرس داد که
در اوج پرکاري به
اندازه يک چندم احمدي
نژاد فعال و در همان
حال تلاش بي وقفه او
با 2 ويژگي انقلابي و
مردمي توأم بوده يا
باشد؟!
* دولت نهم توده هاي
عظيم مردم مؤمن و
انقلابي را که
متأسفانه طي چند سال
گذشته تقريباً غريب
مانده و از مسئوليت
ها دور بودند، به
کانون سياست پردازي و
تصميم سازي وارد کرد.
نگاهي به اعضاي
کابينه شامل وزرا و
معاونان رئيس جمهور
نشان مي دهد که اکثر
قريب به اتفاق آنها
اگرچه افرادي با تخصص
هاي بالا هستند ولي
پيش از ورود به دولت
نهم، ناشناخته بوده
اند. همين پديده در
مسئوليت هاي مياني هم
به وضوح قابل ديدن
است، معاونان وزرا،
مديران کل،
استانداران،
فرمانداران، رؤساي
ادارات و... اين در
حالي است که دولت نهم
مطابق آمار موجود
کمترين جابه جايي را
در سطح کارشناسان
بدنه داشته است اگرچه
تغييرات در سطح وزرا-
البته به قصد کارآمد
کردن کابينه و صرفنظر
از درستي يا نادرستي
آن- چشمگير و بيرون
از حد انتظار بوده
است.
* به کارگيري نيروهاي
متعهد اما ناشناخته،
ضمن آن که از ايستايي
و گردش مسئوليت در
حلقه اي محدود
جلوگيري کرده است،
سپردن کار مردم به
افرادي از جنس خود
آنها نيز بوده است که
نزديکي و پيوستگي «مردم-
دولت» نتيجه طبيعي آن
است.
* نگاهي به صف حاميان
و مخالفان دولت
بيندازيد، آيا درس
آموز نيست که توده
هاي مؤمن و انقلابي
مردم يعني همان ها که
به قول حضرت امام(ره)
صاحبان اصلي انقلاب
هستند در دايره بزرگ
طرفداران دولت قرار
دارند و تمامي دشمنان
تابلودار بيروني و
داخلي انقلاب، نظير
آمريکا، اروپا،
اسرائيل، گروهک هاي
تروريستي ضدانقلاب،
مفسدان اقتصادي،
حرامخواران و برخي از
احزاب داخلي که
پرونده سياهي از حمله
به ارزش هاي اسلامي و
انقلابي و همخواني با
قدرت هاي بيروني
دارند در حلقه
مخالفان سرسخت دولت
نهم جاي گرفته اند؟ و
صد البته، حساب
منتقدان دلسوزي که به
پاره اي از عملکردهاي
دولت و يا شخص رئيس
جمهور انتقاد دارند و
رفع آن را به نفع
نظام مي دانند، از
حساب مخالفان ياد شده
جداست. و در اين ميان،
برخي از مردم نيز
نسبت به مسائلي نظير
گراني و تورم گله مند
هستند که گلايه آنها
شنيدني و پذيرفتني
است ولي بايد به اين
نکته توجه داشت که
اگر مشکلي در ميان
است- که هست- مشکل
مشترک دولت و مردم
است، نه آن که دولت
در برخورد با اينگونه
مشکلات و دغدغه هاي
مردم حساب خود را از
آنان جدا کرده باشد.
و تاکيد دوباره بر
اين سخن خطاب به رئيس
جمهور محترم ضروري
است که حساب نقدهاي
دلسوزانه و
خيرخواهانه را از
مخالفت خواني هاي
حرفه اي! جدا کنند و
اگر دومي را به حساب
نمي آورند -که چنانچه
منطقي بود بايد ارج
نهند- اولي را قدر
بدانند و بر صدر
بنشانند، چرا که همه
چيز را همگان دانند و
تصميم عقل جمعي بر
تصميم سازي فردي، به
يقين برتري دارد.
* سخنرانی در دانشگاه
کلمبیا توسط رئیس
جمهور که همگی از
جزئیات آن مطلعیم.
* کسب محبوبیت در بین
مردم مسلمان منطقه و
مردم سایر ملل.
* سعی در اجرای
بانکداری اسلامی به
معنی واقعی کلمه که
البته با مقاومت های
بسیاری روبرو می باشد.
* تلاش جهت احیاء
تعاونی ها و
کارگاههای زودبازده و
جلوگیری از تشکیل
غولهای مالی تک نفره
و انحصاری در اقتصاد
که در بسیاری از
کشورها مانند چین و
... نتیجه بخش بوده و
باعث تحول در رشد
اقتصادی آنها شده است.
* اجرای طرح پزشک
خانوده با وجود موانع
اجرایی و مالی بسیار
در مناطق زیر بیست
هزار نفر جمعیت، که
در راستای گسترش
عدالت اجتماعی می
باشد.
* اصلاح و افزایش
حقوق کارمندان آموزش
و پرورش و بهداشت و
درمان در چند سال
اخیر که دولتهای قبلی
فقط صحبت آن را می
کردند.
* افزایش حقوق
بازنشستگان.
* توجه ویژه به موعود
و منجی آخرالزمان(عج)
که از اصول اعتقادی
ما شیعیان است.
* تبدیل شدن ایران به
بزرگترین بازیگر و
قدرت مطلق و به حق
منطقه خلیج فارس.
* افزایش بی سابقه
اعتبارات مناطق محروم
و شهرهای کوچک.
* تشکیل اوپک گازی با
پیشنهاد و پیگیری
ایران.
* تلاش برای تأمین
مسکن قشرهای نیازمند.
* طرح مسکن 99 ساله
که ثمرات آن در چند
سال آینده خود را
نشان خواهد داد.
* واگذاری سهام عدالت
در حد وسیع و با
اولویت دهکهای پائین
جامعه برای نخستین
بار در کشور.
* کاهش بدهی خارجی و
بدهی داخلی به بانکها. |